آقای سید عسگر حیدری میفرماید:

روزی مشغول خواندن مصیبت حضرت رقیه (س) بودم.

در بین خواندن مصیبت ناگهان صدای غش کردن خانمی با فریاد

وگریه شدید اطرافیان به گوش رسید.

بعد از مجلس آن خانم گفت به بیماری قلبی مبتلا بودم

تمامی دکترها جوابم کردند.

به شوهرم گفتم مرا به حرم حضرت رقیه (ع)ببر

امروز روز سوم است که می آیم

دیشب در عالم خواب دیدم که دختر بچه ای برگ سبزی به من داد

وبه من فرمود بخور خوب میشوی.

فرمود من رقیه دختر امام حسین (ع)هستم

از خواب برخواستم وبه حرم آمدم

که شما این مصیبت را خواندید

درهمین لحظه همان دختر در عالم بیداری برگ سبز را به من داد

اطرافیان هم این صحنه را دیدندمن نتوانستم تحمل کنم

از هوش رفتم

شکر (خدا)حالا هم خوب هستم و برای سلامتی این دختر دعا میکنم

جمع آوری از کتاب مصایب حضرت رقیه (س)